|
خوشنویسی و فقط خوشنویسی
|

به بهانه زادروز استاد اعظم استاد خروش ....داناي كل هستي بخش سايه ايشان را بر سرما مستدام بدارند




انتخاب استاد داوود رواساني بعنوان رئيس مجمع روابط عمومي انجمن خوشنويسان تبريك عرض مينماييم
نورور
به پرشين بلاگ رفتيم و در آنجا سكني گزيديم ....
ميهمان ما بشويد خوشحال خواهيم شد .
www.aftabkhat.persianblog.ir
از همان روز اولی که سایت پایگاه خوشنویسی به مدیریت ظاهر ی(بیدلرزان) پیدا شد به دوست مازندرانی خود سفارش اكيد کردم که نگویید و ننویسید، ایشان در ظاهر با خارک و باطن در خدمت اجانب و ایجاد تنش است اما کو گوش شنوا؟ حال با گذشت دو سه سال، ماهیت ایشان بر همگان و علی الخصوص بر اذهان خوشنويسان محترم روشن شد.
شبی که از دفتر جناب نورور بیرون آمدم او با خنده گفت همه اش گفتید ننویس ولی خوب شد نوشتیم تا ملت فهمیدند که با چه قومی طرف هستند و با لبخند ادامه داد این طایفه از کشته ستانند غرامت كه تلفنش زنگ خورد و داشت با دوستی در تهران صحبت میکرد] .
این باعث شد به صفحات سانسور شده اولین نسخه پایگاه تنش زای خوشنویسی ایران نظری بیاندازم و برایم جالب بود كه با وجود سانسور بسیار زیرکانه (بید لرزان) دربش هنوز بر پاشنه فتنه و نفاق میچرخید و ضربه به خارک
ابتدا را با ظلمی که بر استادن جوان رفت شروع کرد و بعد با نظر سنجی درمورد اینکه هفتاد درصد کاربران با اعطای استادی مخالفند! گاهی هم سر به شمیرانات زده و دوباره راه کربلا و با زیرکی با صندوق ابادی صحبت و ...
غرضم در اين نوشته یاد آوری مصیبت هایی است که از نفاق کشیدیم و درسطور بعد مشهود خواهد شد.
نامه مثلاً سرگشاده ساعتچی و مانورو حمله شدید به اساتید و حمایتهای بی چون و چرا, دست فشل یک نفر را هم بنام تبریزی در این جریان رو كرد.
توهین های او به اساتید در قالب بهار در کویر کامل این شد که بعد از امیرخانی؛ رهزنان و عشق و سرمستی به انجمن رسیدند !!!!
بعد حملات شدیدتر شد و شعبه تهران که مردانه در حمایت از حق اساتید ایستاده بود و شخص استاد مجید حسین زاده را هدف قرار دادند تا آنجا که استاد خروش در حمایت از ایشان نامه ای نوشته و با ادبیاتی فخیم و دلنیشن ایشان را فرزند خویش خواند و چه موهبتی از این بالاترقبای استادی و فرزندهنری بر بالای توباشد .
فرزند هنر باش نه فرزند پدر
فرزند هنر زنده کند نام پدر را
در 17 آبان 89 شکوائیه ای نوشتند که ادبیات در خارک به ضعف رسیده و فلان استاد را شرخر خواندند و .....خنده مان گرفته بود نسناس زرنگ (بيدلرزان)، ملکی پور رادزد کاغذ و دلال مرکب می دانست ولی انتظار حتی نیش پشهاي را هم نداشت.
بلوا و فتنه تا آنجا پیش رفت که گاه و بیگاه دوست نمايان رشت نرفته مان از شب تا طلوع صبح مشغول لجن پراکنی بودند و یا شاگردان درجه چندمشان مشغول عیب گرفتن از خط این و آن و تشکیک در اعطاي استادي میکردند ولیست نماینده میخواستند! و با همکاری شدید و سادهلوحانه سایت (بيد لرزان) و مدیریت آن با حذف گاه و بیگاه و موزيانه کامنت های خارکیان و نامه سرگشاده افشین جان و ... که همگی نشأت گرفته از ادبیات ضعیف و سخيف بود ولی باز همه بنوعی با حمایتهای دوستان قابل تامل بود هرچند که گهگاه دوستان خسته شدند از یاسین بگوش خر خواندن ....
تا اینجا مسئله زیاد بغرنج نشده بود هر چند نامه هایی از بهشت توسط قلندر بی سبیل و عینکی ما که نشان از زخم متعفن و کینه كورش داشت و یا افاضاتي که اگر ملکی پور امام حسین بشود من برایش شمر میشوم توسط (بید لرزان) نشان از حماقت و دگم بودن اين نسناس داشت ولی با همکاری این دو- و سخن پراکنی تلخون نامی اوضاع وارد فاز جدیدی شد.
شکرستان 1 و 2 و نیازمندیها و روزنامه میرزا قلیخان و معادلات سینمایی اهل قلم که بی پروا به اصحاب قلم تاخته بود و افاضاتش از سطر تا ذیل جز فحاشی و امثله قبیحه چیزی نبود و جز با واکنش شدید چند نفر بیشتر همراه نگرديد.قوانين سگ، گاو و خر- اوج اين لجن پراكني بود كه زود آبش كشيدند و جمعش كردند.
نکته ای که حائز اهمیت است- پرداختن و ورود این آقا به ساحت و حرم خصوصي اساتید همراه با توهین كه البته چیزی از شان اساتید کم نكرد بل نشاندهنده کینه و غرض ورزی شدید این چند نفر به خارک و حقانیت اساتید است که همیشه با همراهی تمامی دادگاهها و دیوان عدالت اداری و ثبت شرکتها توامان بوده و جالبتر از اینکه همیشه در چنين مواقعي جا زدن و دست به انکارشان خیلی خوب است .
شما قضاوت کنید از توهین , تخریب و شانتاژ در زمان امتحانات و کثافت کاری و شایعه پراکنی چه طرفي بسته اند ؟هیچ ....
البته دوستان زيرك ما نيز بيكار ننشسته و نقد خط استاد هدایتی که در اصل خط امیرخانی بود که در پی بی حرمتی به ساحت استاد خروش انجام شده بود لبخند برلبان ما نشاند و حتی دوستان (بید لرزان) هم همیشه به این نکته اذعان داشتند که چه بد رو دست خوردهاند ...
فرقی ندارد تلخون کیست؟قلندر باشد یا حبیب و یا ترتیزک و یا اسامی مزخرف دیگر, مهم حمایت از نوشته های و طرز تفکر این موجودات خبیث است که همراه با حمایتهای بیدریغ مدیران سایت ... همراه است .
از آن گفتم این بیتهای بلند که تا شاه گیرد از این کار پند
کزین پس بداند چه باشد سخن بیندیشد از پند پیر کهن
دگر شاعران را نیازارد او همان حرمت خود نگهدارد او
که شاعر چو رنجد بگوید هجا بماند هجا تا قیامت به جا
بنالم به درگاه یزدان پاک فشاننده بر سر پراکنده خاک
که یارب روانش به آتش بسوز دل بنده ی مستحق برفروز
با این اظهارات به ظاهر ساده چوب تر را بالا گرفتیم تا بدانند ما چه میگوییم و با چه کسانی هستیم.
لازم نیست لجن بهم بزنيم و رزومه خودشان و استاد جاعلشان را بیرون بریزیم و یا شکوائیه به این استاد بکنیم و او شاگرد جورنالیستش را به سخن درشت ادب کندی- نوشتیم تا بفهمند و دست از کثافت کاری بردارند اما بعید میدانم كه.. نرود ميخ آهنين در سنگ ... و الله اعلم بالصواب...
اميرنيا